امشب دوباره مست شدم. شایدم اسمش رو بذاری خل ، شایدم مجنون، شایدم یه چیز دیگه. هر چی بود به نظرم یکی دوبار دیگه بیشتر تو زندگیم اتفاق نیفتاده بود. یه بارش وقتی بود که برای اولین بار تو رو تو آغوشم گرفتم. حمید فکر کرده بود ، دیوونه شدم. امشب یه ربع بعد از اینکه دیدمت ، احساس کردم اون یه ربع رو توی دنیا نبودم. هیچی نمی دیدم ، هیچی نمی شنیدم. می دونم نمی فهمی ، می دونم همه و تو شاید فکر کنن که دارم چرت و پرت میگم و قصه ... برای دل خودم می نویسم. ولی دوست دارم تو بخونیش ، وقتی دیدمت ، نمی دونم چه حالی بود ولی مثل همون بار اول که فریاد می کشیدم و قربون صدقه ات می رفتم ، امشب می نوشتم، یادم نمیاد کی دستام روی کی بورد اینا رو می نوشت ، فقط یادم میاد که تو رو نگاه می کردم ، همه حرکات و سکناتت رو... حتی خودم هم نمی دونم چقدر دوستت دارم. احساس می کردم ، وجود منه که اونجا نشسته و داره فشفشه روشن می کنه ... هیچی بیشتر نمی تونم بگم... هیچی. فقط بدون که کم چیزی من رو از خودم بی خود می کنه و حواسم رو از همه دنیا پرت. وقتی بعد از یه مدت طولانی ، یه باره متوجه شدم که اونجا پیش تو یه عالمه آدم هست، فهمیدم که تا به اون لحظه فقط تو رو می دیدم، فقط و فقط... کاش می فهمیدی قشنگم این حرفها رو...می دونم که تو ، وجود کوچولوی تو نیست که با من اینکارو می کنه... می دونی ، بار اولی نیست که یه حرفهایی می زنم که حس می کنم هیچ کس نه تنها نمی فهمه که باور هم نمی کنه ولی باز هم نمی دونم چرا نمی تونم نگمشون... دوستت دارم نازنینم ، نمی دونم چقدر ... واقعاً نمی دونم چقدر
mohaajerr (1/10/2008 7:33:52 PM): akkhkhkhkhkh
mohaajerr (1/10/2008 7:33:58 PM): elahiiiiiiiiiiiiiiiiii fadash shammmmmmmmmmmmmmmmm
mohaajerr (1/10/2008 7:34:08 PM): madarrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrr
mohaajerr (1/10/2008 7:34:18 PM): ghorboone moohat beram mannnnnnnnnnnnn
mohaajerr (1/10/2008 7:35:36 PM): elaahiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
mohaajerr (1/10/2008 7:35:40 PM): eshgheeeeeeeeeee mannnnn
mohaajerr (1/10/2008 7:36:53 PM): nazanine man
mohaajerr (1/10/2008 7:36:58 PM): omreeeee man
mohaajerr (1/10/2008 7:37:25 PM): behesh begin kheeeeeeeeyliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii asheghesham
mohaajerr (1/10/2008 7:37:39 PM): begin delam barash kheeeeeyliiiiiiiiiiiii tang shode
اینها رو می ذارم اینجا یادگاری. امیدوارم خدای مهربون ، اشک هایی رو که امشب باهاشون برات ازش بهترین ها رو خواستم، ببینه و همیشه حافظ و همراهت باشه
