Wednesday, June 03, 2009

29.05.2009


Ain't no sunshine when you're gone


نازنینم ، جمعه ۲۹ می ۲۰۰۹ برای اولین بار ، خودت به تنهایی و بدون هیچ آشنایی ، سفر کردی. نگاه معصوم و مردونه ات رو وقتی دست در دست خانوم مهماندار گذاشتی و از کنارم دور شدی ، هیچ وقت فراموش نمی کنم. 

دوستت دارم قشنگ ترین موهبت زندگیم


Sunday, May 17, 2009

Loui & Lui

پیش نوشت برای فرانسه ندانان : توی فرانسه دو تا لویی داریم که تلفظ شون با هم فرق می کنه و یکی شون اسم پسره و اون یکی ضمیر سوم شخص مفرده به معنی اون. که نوشته میشن
Loui & Lui

پسرکم ، اومده بودم دنبالت مدرسه ، دیدم دو سه تا از بچه های سال بالایی هستن که با هم خوش و بش کردین !!! ولی من نمی شناسمشون. بهت گفتم که اسم اینا چی بود ؟ گفتی : الکساندر ، فلیکس و اون کی هم اسم نداره. گفتم که یعنی چی که اون یکی اسم نداره ؟ گفتی : آخه همه بهش میگن لویی :دی:دی:دی

تازگیا به شدت علاقه مند شدی به آرم ماشین ها. بنز و بی ام و و آودی و اپل و مزدا و پژو و رنو و شاید دو سه تا دیگه رو می شناسی. اون روزی توی مطب دکتر نشسته بودیم و تو داشتی نقاشی می کشیدی و نقاشیت آرم ماشین ها بود ،‌ چند تا رو کشیدی و اسم هاشون رو گفتی ... بعد چهار تا دایره توی هم کشیدی و هی من و من کردی و یادت نیومد اسمش رو ... یه خورده که گذشت ، گفتی : مامان اگه گفتی این علامت چیه ؟ گفتم : من بگم یعنی ؟ گفتی : بلهههه ، می خوام ببینم بلدی... گفتم آودی. گفتی : آفرریینننن مامان و اصلاْ حتی به روی مبارک نیاوردی که خودت یادت نبود :دی  

تازگیا باز یه نمه دو تا زبون رو با هم قاطی می کنی، همین الان می خواستی بگی ورقه جر خورد. جر خوردن به فرانسه میشه دشیغه شدن. میگی اوه ، جغیشه شد :دی

داشتی ماست میوه ای می خوردی. یه خنده ای کردی با لحن به سخره گرفتن و مچ کسی رو باز کردن و گفتی : " هه ، موزا رو خرد کردن ریختن توی ماست که مثلاْ ما نفهمیم ولی ما می دونیم ، ها ها " :دی:دی :دی





Classmates - Singing a mother's day song





Monday, April 13, 2009

تو کی بزرگ شدی این همه


داشتیم با هم توی پیاده رو راه می رفتیم. تو از روی یک لبه بلندی راه می رفتی و وقتی اون لبه تموم شد ، پریدی ازش پایین و یک لحظه داشتی تعادلت رو از دست می دادی. بهت گفتم : قشنگم ، مواظب باش اگه خدای نکرده بلایی سرت بیاد من چی کار کنم ؟ گفتی : یعنی اگه بمیرم ؟ گفتم : خدا نکنه مادری ، اگه تو اتفاقی برات بیفته من دق می کنم. گفتی : نه ، اصلاْ ناراحت نباش ، من اگه بمیرم ، یه پسر دیگه از تو شکمت در میاری ، اسمش رو می ذاری علیرضا ، بعد باهاش حرف می زنی ، کم کم یادت میره که اون ، من نیستم  !!!!! - باید اعتراف کنم که از این حرفت پکیدم پسری ، واقعاْ نمی دونم تو کی اینهمه بزرگ شدی

مامان آیدان تعریف می کرد که داشتی با آیدان بازی می کردی و اون یه کار بدی می کرده و تو هی بهش تذکر میدادی که این کار رو نکن و اون هی می گفته 
c'est pas grave
مهم نیست
خلاصه از تو اصرار و از اون انکار بوده که تو میگی
peut-être c'est pas grave chez toi mais chez moi c'est tres grave
شاید خونه شما مهم نباشه ولی خونه ما خیلی مهمه

و اما کلمات قصار در باب خوشگلی و خوشگل بینی !!!!!ا

به من میگی که : من همه لباس های تو رو خیلی دوست دارم ، تو همشون خیلی خوشگل میشی

سرم رو بهت نزدیک کردم میگی : مممم ، چه بوی خوبی میدی. میگم : مرسی مادری . خیلی کار خوبی می کنی که وقتی یه چیز خوبی توی آدم ها می بینی بهشون میگی ، این کار خیلی خوشحال می کنه آدم ها رو. میگی : بلللهههههههه ، من همیشه به تو می گم که چقدر خوشگلی و چقدر بوی خوبی میدی

بهم می گی که
Maman, TO Premiere TARINI

Premier : First 

کلاْ به شدت راجع به تیپ و لباس و همه چیز من اظهار نظر می کنی. این اظهار نظرت خیلی شامل حال آدم های دیگه نمیشه ، لااقل جنبه مثبتش و اینم نمونه اش :۰

یکی از دوستان ، خیلی خوش تیپ کرده بوده و لباس ردیف و آرایش و خلاصه همه چی ... در ادامه مرتب کردن موهاش بود که تو داشتی نگاهش می کردی .. بعد از اینکه از پیش ما رفت ، برگشتی به من می گی که : فکر می کرد خیلی خوشگل شده ولی اصلاْ خوشگل نشده بود !!!!!!ا





Sunday, March 15, 2009

سوال و جواب

دلارام این سوال و جواب رو پیشنهاد کرد و منم انجامش دادم و گفتم اینجا هم بذارمش



1. What is something mom always says to you?
mige doostet daram Alireza,

2. What makes mom happy?
labkhand bezanam

3. What makes mom sad?
gerye konam

4. How does your mom make you laugh?
ghelghelakam mide

What was your mom like as a child?
nemidoonam, yadam rafte

6. How old is your mom?
sizdah sal

7. How tall is your mom?
(shemord az kafe pam ta saram va goft) 5 ta

8. What is her favorite thing to do?
karesho anjam bede. migam karesh chie? mige travaillesh

9. What does your mom do when you're not around?
mire EPFL

10. If your mom becomes famous, what will it be for?
baraye inke mikhad bere Dr she - mahze etelae omoom begam ke man hata ye bar ham be in bache nagoftam mikham Dr sham va hata nagoftam Dr shodan khoobe !!! nemidoonam kholase kare ki boode -

11. What is your mom really good at?
mashin bekhare !!!!!! - akhe alan dar process e mashin kharidanam -

12. What is your mom not very good at?
balad nist sandali ro beshkane !!!!

13. What does your mom do for work?
nemidoonam

14.What is your mom's favorite food?
makaroni

15.What makes you proud of your mom?
inke man ro doost dare

16. If your mom were a cartoon character, who would she be?
hich kodoomeshoon

17. What do you and your mom do together?
bazi mikonim, lego

18. How are you and your mom the same?
cheshmamoon !!

19. How are you and your mom different?
pahamoon

20. How do you know your mom loves you?
baraye inke be harfesh goosh midam, be khoda gofte boode ke chon kheyli mano mikhad, donya mano behesh bede

21. What does your mom like most about your dad?
khodesh ro

22. Where is your mom's favorite place to go?
EPFL

Wednesday, March 11, 2009

Just so that you know, it's not always sunshine


پسرک، من هیچ وقت اینجا از سختی ها ننوشتم ولی بذار فقط امروز رو بگم که همه راه مدرسه تا خونه رو به سه تا دلیل مختلف گریه کردی. اولیش اینکه چرا فرانچسکو امروز نمیاد خونه ما. دومیش اینکه چرا برات از وسط راه بستنی نخریدم. سومیش هم اینکه چرا تیغی که خودت به عمد بهش دست زدی تا امتحانش کنی ، دستت رو درد آورد !!! خلاصه که اعصاب من موقع رسیدن به خونه و بعد از یه روز سخت، مثل دفتر نقاشی دو سالگیت بود

خدا رو به شدت شکر می کنم که بچه... م

نیم ساعت بعد

جمله بالا رو داشتم می نوشتم که صدام کردی. از این نیم ساعت یک ربعش رو داشتی گریه می کردی و الان هم در حال فریاد زدنی... واقعاْ نمی دونم چرا بعضی روزا اینجورین

نیم ساعت بعد تر

حالا الان معذرت خواهی کردی و گفتی که فهمیدی اشتباه کردی و در حال خوابیدنی

دوستت دارم پسرک ، خیلی خیلی دوستت دارم
  

Sunday, March 08, 2009

جنگ - گنج

رفته بودیم خونه دوستت - آیدان - سر میز شام ، آیدان بهت یه تیکه کرپ تعارف می کنه و می پرسه

Tu veux goûter ?
می خوای بچشی؟

تو میگی

No, Je déjà sais que c'est bon.
نه ، آلردی ! می دونم که خوشمزه است

****************************

داشتی کارتون دورا رو میدیدی . میگی که مامان بیا ببین ، اینا می خوان برن "جنگ" اینا رو بدزدن.  میگم چی مادری ؟ میگی : جنگشون رو .. وایسا ، الان نشون می ده... نیگا کن ایناهاش ... میگم : چی مادری ؟ می گی : ایناهاش ، جنگ ، تغزغ !!!! - همون ترژر انگلیسی  میگم : آهااااااا مادری ، گنج :دی-  

****************************

یک نکته ای محض ثبت در تاریخ . تو علاوه بر اینکه وقتی داری با خودت حرف می زنی و بازی می کنی ، فرانسه حرف می زنی ، توی  خواب هم اگه حرف بزنی ، فرانسه حرف می زنی. من تا حالا نشنیدم که تو توی خواب فارسی حرف بزنی ولی خاله صفور می گه که یه بار شنیده




Sunday, March 01, 2009

فخر فروشی به شیوه کودکان امروزی


یک دوست امریکایی الاصلی داری که امروز اومده بود خونه مون با هم بازی کنین ، وسط بازی نمی دونم سر چی دعواتون شد که تو شروع کردی با من فارسی حرف زدن ، اون برگشت گفت که : من می تونم انگلیسی حرف بزنم . تو هم گفتی که : منم انگلیسی می تونم حرف بزنم ، فارسی هم می تونم حرف بزنم که تو نمی تونی ... !!!!ا

قابل توجه اینکه شما دو تا خب طبیعتاْ فرانسه با هم حرف می زنید و تو هم با همین یه ذره ای که توی کلاس زبان یاد گرفتی و استنتاج هایی که از توی کارتون هات می کنی ، رسماْ امر برات مشتبه شده که می تونی انگلیسی حرف بزنی


در حال حرکات خیلی زیادی موزون : ۱ و ۲ و ۳ و ۴